آغاز و پایان
شعر سپید
وقتی که شعر سپیدم جان می دهد در مه صبحگاهی ، می چرخد ، می پیچد و
بالا می رود چشمهایم از نگاه خورشید گاهی می نشینم ، گاهی راه می روم
و گاهی نمی دانم شاید تصور می کنم اما گویی در حال پروازم سایه ام را
رها می سازم و ذهنم را پاک از هیچ.آزاد آزاد دیگر نه نگران شعر سپیدم
نه جان دادنش.

آخرین مطالب