نامه ای که هرگز پست نشد...

سکوتی از جنس عشق


می خواهم امشب از سکوتی حرف بزنم که سالهاست توی سینه ی من جا خوش


کرده سکوتی که هر بار به تو فکر می کنم مثل یه بغض راه نفسم رو می بنده و تا


اشکی جاری نشه ول نمی کنه.سکوتی که حالا جای تو رو پر کرده سکوتی که


مثل یه هم خونه شده برای من همخونه ای که هر وقت به تو فکر می کنم می یاد


در خونه ی قلبم رو می زنه و تا می خوام دعوتش کنم بیاد تو مثل یه بغض سنگین


راه نفسم رو می بنده بعد نا خود آگاه اشک دونه دونه گونه های من رو خیس می


کنه این دیگه برام عادت شده عادتی که خیلی دوسش دارم عادتی که جای پای تو


روش مونده و بوی خاطرات تو رو می ده صدای در داره می یاد تا خواستم در رو


باز کنم و تعارفش کنم بیاد داخل اشک از چشمام جاری شد یادم رفته بود دارم به


تو فکر می کنم به کسی که تنها با نگاه کردن و لبخند زدن جواب می داد و فقط با


سکوت حرف می زنه. شاید من هم این سکوت رو از تو یاد گرفته باشم ، نه اصلا


این یادگاری تو بود. سکوت کردن دوست داشتن و نگفتن خواستن و بیان نکردن


آره یادگاری تو بود هر بار که خواستم بهت بگم دوست دارم تفره رفتی و یه


جور خودت رو پنهان کردی منم دیگه کم کم سکوت کردم سکوتی که توش هزار


تا حرف و حدیث داشت دیگه به جای گفتن دوست دارم سکوت می کردم. ولی چه


فایده که وقت سکوت کردن گذشته بود. دیگه قطار عشق داشت حرکت می کرد


وحتی یه دونه بلیطم برای من نمونده بود ولی خوشحالم که حالا یه چیزی هست


که من رو به یاد تو ببندازه و اون هم سکوته سکوتی که همراه اشک زیبایی


خاصی به عشق من می ده عشقی که خودش از جنس سکوت بود ولی با هر ضربان


قلب من و تو فریادی بلند از صدای عشق سر می داد . و این بار هم با تو خدا


حافظی نمی کنم تا این سکوت نشکنه و تنها وسیله ی ارتباط ما چشمها ، قطرات


اشک و ضربان قلب ما که یکنواخت با سکوت در حال آمد و شد هستند باشه و بس .


به امید روزی که این سکوت همراه با به هم رسیدن ما در روزقیامت بشکنه به


امید آن روز تو رو به خدا می سپارم و تنها توشه ی عشق خودم رو که سکوت


بود به تو هدیه می دم تا با اون همیشه به یاد من باشی و دیگر هیچ نمی گویم و


سکوت می کنم که سکوت خود بیانگر همه چیز است همه چیزهای خوبی که بین


من و تو بود و به یاد گذشته ها برای همیشه سکوت خواهم کرد ...


سکوتی از جنس عشق.


Nasserjaberi@gmail.com